|
وای چقدرسخته وقتی بخوای بعد از مدتها بنویسی
حتی اگه نظر بقیه هم چندان اهمیتی برات نداشته باشه پیش خودت فکر می کنی حالا بعد از این همه وقت باید چیزی بنویسم که لااقل واسه خودم خوشایند باشه. اون وقته که شروع می کنی به خوندن وبلاگای بقیه و به کنکاش کردن تو مخیله ات تا یه چیزی از خودت در کنی. می بینی بقیه ی وبلاگ ها هم تعطیلن و خراب. هر چند هیچ اجباری هم به نوشتن نداری و نمی خوای زورکی بنویسی ولی در تعجبی این همه حرف و تصور رو چرا نمی تونی رو این صفحه بریزی؟! اون وقته که متنت بعد از مدتها اینقدر هجو در میاد :( پ.ن:من هم دوست دارم بوی بلال دم غروب را.
هر روز و هر روز از صلح می گوید از کودکان در بند اسارت از کودکان دربند فقر از کودکان در بند تبعیض از کودکان در بند بیماری از کودکان در بند غم و من هر روز و هر روز حرف هایش را به عنوان یادگار برای فرزندان در بند جدائیش بازگو می کنم.
با اندکی اغماض از شعر که بگذریم چندان میانه ی خوبی با شاعری ندارم. اعتراف می کنم که شاید این میانه ی خراب به واسطه ی ذوق و قریحه ی کورمان باشد. ولی از افتخاراتمان این است که یک شاعر تک مصراعی هستیم خدا را چه دیدید شاید روزگاری هم این را جزو یکی از قالب های شعری قالب کنیم. بهترین اثرمان این است (اکثرا هم فقط مصرع دوممان می آید:)))) البت با رینگ نیناش ناش ...............( فی المثل با این مضمون که من نوشدارویی بودم واسه خودم) تو مرا سم دادی ...............( من واسه خودم کسی بودم و عظمتی داشتم) تو مرا کم کردی ................(ای دل غافل ما واسه خودمون لس آنجلسی بودیما) تو مرا بم کردی ..............(یه چیزی تو این مایه ها که ما رو به جام جمشید چه کار تو ما رو تو این هچل انداختی یا اینکه ما اهل کارگزاران و شرق و.... بودیم تو جام جم به دست ما دادی) تو مرا جم دادی ..............(من لیپتون بودم بی انصاف چرا منو دم دادی آخه) تو مرا دم دادی ...............(من آهوی وحشی دشت خیالم تو چرا رم کردی) تو مرا رم دادی ...............(بفرما تو دم در بده ها، دوره دوره ی آخر الزمانه) تو مرا لم دادی .............(ما فرفورژه ای بودیم و تو آرلوند،یا اینکه ما سرو بلند بالایی بودیم به اندازه ی یک متر و پنجاه سانت تو قد رعنای ما را خمیده کردی)* تو مرا خم کردی ...............( ما مفرح بالذات بودیم پیرت بسوزه عاشقی) تو مرا غم دادی (2 بار ) * هی بچه نخند.فکر بی جا هم قدغن
گاهی این همه احساس آدم را بی چاره می کند. مانده ام برای کمی نفرت و کینه دعا کنم یا نه ( ؟ ! .)
خدای عزیز یه سوال از خدمتت داشتم! تو با اینگونه خلق کردن جنس مونث برایشان احترام قائل شده ای یا به اوج ذلت و خواری سپردیشان؟ این نگاه مردان را که آفریدی عامل توجه به ایشان قرار دادی یا وسیله ی هتک حرمت اینان؟ اصلا حرمتی برایمان قرار داده ای که نگران هتکش باشیم؟ تو ما را زیبا آفریدی که دیگران اینقدر زشت به ما بنگرند؟ پ.ن: چرا ذکور را اینقدر زشت آفریده ای و همیشه عطشان؟
دریغ از یک یادگاری. تبریک. تسلیت. فاتحه. حتی لعن. - خیلی وقت است است مطالبم بی تصویر شده اند. مثل خودم که حتی دیگر تصویر و تصوری برای کسی نیستم.
این پست دقیقا چیزی نیست جز: پیشونی منو کجا تو میشونی. من بعد به اتفاق آرا قرار بر این است که دوستان ما را شونس علی خطاب قرار دهند. پ.ن: با تشکر از لیلا گلی و رضا به خاطر روحیه بعد از امتحان شانس.
"آنکه نخستین بار به روشنایی جهان اندیشید،از خرد خویش(قانون راستی)را
بیافرید و برابر قانون ،همواره بهترین اندیشه را پشتیبان است.ای مزدا
،نیروی اندیشه ما را که تا کنون یکسان مانده است بر افراز و بیفزای" پیشینه تاریخی جشن سده: در شاهنامه فردوسی درباره پیدایش جشن سده آمده است که: پ.ن: سده
|
About![]()
Archivesتیر 1388فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 Links
گل گندم
کسانی که خود را جراحی کردند |